خبر هیجان انگیز
این چند روز خیلی دل درد داشتم و نگران تو بودم .برای همین با اینکه توی تعطیلات عید هستیم برای اینکه مطمئن بشم سالم هستی، من و مامانی برای سونوگرافی به بیمارستان رفتیم .بابایی هم امروز شیفت بود و صبح قبل از رفتن کلی تاکید کرد که حتما برم دکتر خلاصه من و مامانی ساعت ٩ صبح به بیمارستانی رفتیم که مامان خاله روشنک سر پرستارشه و به سفارش ایشون که خیلی لطف کردن سونو گرافی اورژانسی انجام دادم ... وقتی دکتر گفت ضربان قلب داری خیلی ذوق زده شدم و وقتی گفت ٧ هفته است که توی دلمی اول کمی ترسیدم چون آخه کوچولوئک من توی این چند وقت فکر نمی کردم تو این همه مدته که هستی و ما غافل!! آخه نمی دونم چرا تست خانگی که ٣ ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
10:13
نوروز1391
سلام فرشته قشنگم سال جدید با حضور تو توی زندگیمون خیلی قشنگتر و پر معنا تر از سالهای قبله..امیدوارم که روز به روز که داری رشد می کنی سلامت باشی کوچولوی نازنین امسال ما با وجود شادی زیاد برای اومدنت یه غم بزرگ توی دلامون نشست و اونم پر کشیدن مامانی پیش خدا بود ...خیلی دلش می خواست نی نی ما رو ببینه ولی قسمت نبود ...عزیزم منو ببخش که این روزا بی تابی و گریه کردم آخه مامان بابام بود ...حیف که تو هیچ وقت نمی تونی ببینیش ولی مطمئنم روحش از اون بالا می تونه تو رو ببینه .... ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
10:36
خوش اومدی توی دل مامانی
امروز متوجه شدم که داریم مامان و بابا می شیم.... خدا رو شکر و سپاس کوچولوئک اومدنت به زندگیمون مبارک ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
17:35




